قهرمان ميرزا عين السلطنه

378

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم بروند اين‌طورها محفوظ خواهند بود . جمعى از خانمهاى همدان را هم دعوت كرده بود . رفتار معلم مسيحى مشكوة الملك و مؤيد السلطنه را هم دعوت كرده بودند . بارى بعد از تمام شدن امتحان پائين آمده به من دست داد . يك دفعه منزلش رفته‌ام . خانه و عمارت خوبى دارد . مدرسه هم همانجا است . قدرى صحبت كرد . بعد خواهش كرد كه بالا رفته صنايع دخترها را تماشا كنم . حكم كرد دخترها چادر به سر كرده و متصل به من مىگفت به زبان انگليسى من از اينها مثل ايرانيها نگاه‌دارى مىكنم « * » و بايد از نامحرم بپوشانند خودشان را . من هم گفتم ليكن اينها ايرانى نيستند . يهود و ارامنه تشريف دارند . بارى دخترها كه چادر به سر كردند بالا رفتند صنايع خوبى داشتند . چيزهاى قشنگ درست كرده بودند از پشم و ابريشم و كاغذ . كفشهاى روپشم خوب درست كرده بودند . بعضى از آن اسبابها را خريدم . دو گل پيچ كه با ابريشم خوب درست كرده بودند خواهش كرد كه براى نواب عليه بخرم دانه‌اى شش هزار خريدم . اين هفته انشاء الله روانه مىكنم . صحبت آنجا تماشا داشت . مجلس برهم خورده آمديم . اين مجلس هفتم جولاى بود . اطفال ذكور مجلس امتحان اطفال ذكور در اول جولاى بود . آن روز هم دعوت داشتيم . آنها بهتر تربيت شده بودند . يهوديهاى آن مدرسهء ذكور از ارامنه خيلى بهتر تحصيل كرده بودند . الان پنج نفر زن و يك مرد امريكائى در همدان هست . دو نفر مرد آنها با دو زن به امريكا رفته‌اند و خواهند آمد . اغلب يهوديها را پرتستان كرده‌اند ، بخصوص آنها كه « سويليزه » شده‌اند . انعام زيادى هم به دخترها داد . اغلب جنس بود ، نقد نداد . پنجشنبه دويم ذيحجه - عصر سوار شدم . تولوى خان همراه بود . يك بلدرچين و چند سار زدم . بلدرچين از جهت فراوانى حاصل كم است . فره بلدرچين بيرون نيامده . تولوى خان شكارى نكرد . مراجعت از [ كنار ] اهل قبور آمديم . جمعيت بيش از حد بود . سوارها اسب‌بازى مىكردند و تفنگ خالى مىكردند . نيم ساعت به غروب مانده منزل رسيدم . هوا گرم شده است . بومى شهر پشت‌بام رفته‌اند . ما در اطاق مىخوابيم . اخبار طهران جمعه 3 - كاغذجات زيادى داشتم . اخبار تازه‌اى نبود . اعليحضرت سه‌شنبهء گذشته پانزده شبه به لار تشريف‌فرما شده‌اند . نواب عليه جهت اقامت هفت هشت شب به باغ

--> ( * ) عبارت انگليسى را چنين در متن آورده است : I keep then as a Persian .